چند تا عکس جدید از خانوم خانوما


ملودي جان،دختر مهربون و كوچولوي ما خيلي دوستت داريم

چند روزي ميشه كه يكي از عروسكات رو براش اسم گذاشتي و كلي هم براش داري مادري مي كني
اسمشو كه گذاشتي ستاره جون..
شبها كه مي خوايي بخوابي،كنار خودت براش رختخواب پهن مي كني و بهش ام ميمي هم ميدي(فيلم برداري هم شده)..
خلاصه ميگيريش توي بغلتو دور خونه مي چرخيو براش لالايي مي خوني..
وسايل دكتريتو مي بري بالاي سرش ،بعد ميگي كه ستاره جون حالش خوب نيست؛فشارشو ميگيري و معاينه مي كنيشو آخرش هم بهش قرص و شربت مي دي و آمپولش هم مي زني...




داره برف مياد اين اولين برفيه كه داري حسش مي كني ،مامانا و باباته مي خوايي كه ببريمت كنار پنجره تا بارش برف رو ببيني،چقدر اشتياق داري كه همه جا رو كلي برف بپوشونه تا بعدش بري آدم برفي درست كني،بعدش هم اينجور برامون تعريف مي كني كه " يه آدم برفي درست كنيم بعدش دماغشو هجيب(هويج)بزاريم و...اونوقت برم هجيبشو بخورم تا ديگه آدم برفيه دماغ نداشته باشه... البته يادمون باشه كه سال گذشته كه يك سال كوچيكتر بودي هم برات آدم برفي درست كرديم(تو بالكن)اما خوب وقتي كه چشمت به اون افتادوچقدر گريه كردي كه بايد برات بياريمش خونه،ما هم مجبور شديمو اونو گذاشتيم داخل يك سيني بزرگ و بعدش آورديمش داخل خونه،چقدر ذوقشو مي كردي...
ادم برفي هم داشت آب مي شد،از اون طرف هم شما اجازه خروجشو صادر نمي كردي تا بالاخره .....







اول از همه اجازه مي گيره براي خوردنش
بعد هم خوب نگاهش مي كنه
يه كمي هم بهش مي خنده كه زياد نترسه
اين جوري هم مي خوردش......
باقي عكسها در ادامه مطالب
اين يه نمونه از نكته برداري هاي ماماناست
برای دانلود کردن کلیک کنید ( عمو زنجیر باف )
برای دانلود کردن کلیک کنید ( اتل متل توتوله )
برای دانلود کردن کلیک کنید ( یه توپ دارم قلقلیه )
برای دانلود کردن کلیک کنید ( شاپرک شایسته )
برای دانلود کردن کلیک کنید ( کبوتر قشنگم ۱)
برای دانلود کردن کلیک کنید ( کبوتر قشنگم ۱)
براي ديدن باقي عكسها به ادامه مطلب برويد

جشن تولد دو سالگي
امروز همگي خوشحال بوديم و تولد دو سالگيت رو جشن گرفتيم،عزيز دلم از يك هفته قبلش لحظه شماري مي كردي تا زور جشنت برسه(صدق سرت بام)،قربونت بشم كه اينقدر جشن و شادي رو دوست داري.هر چند دقيقه اي يك بار مي گفتي " باباتِ، مامانا .....پس كي برام جشن تولد مي خري.....
امروز خونه رو كلي برات تزئين كرديم ،يه عالمه بادكنك هاي خوشگل صورتي و سفيد زديم.
امروز هم ملودي خانم لباس عروسيشو تنش كرده و يه تاج كوچولوي صورتي سرش زده،براي اولين باريه كه مي بينم تاج سرت براي 4 – 5 ساعت رو سرت مونده.
امروز بري تولدت آرشيا اومده بود ... تينا ... ستايش ... آيدا ... ارسلان ... يزدان ... فرزان ... و مامانو باباهاشون اومده بودند.
حالا هم كه تولدت تموم شده هرچند وقتي يكبار مي پرسي كه باباتِ مامانا پس كي برام تولد ميگيريد(من ديونه اين به كار بردن كلمه " پس"هستم كه مي گي ) ...برام تولد ميگيري ...كيك بخورم ...شمع فوت كنم.














